عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

929

زبدة التواريخ ( فارسى )

گردانيده و عهد و ميثاق مؤكّد كرده كه هرگاه كه رايات همايون حركت فرمايد بر موجب فرمان مطاوعت كرده به هر بندگى كه اشارت رود قيام نمايد . در اين ايّام كه ذكر رفت و فتح آن ممالك ميسّر شد متوقّع آن بود كه به نفس خود ملازم ركاب همايون بودى و اگر به واسطهء همسايگى دشمنان مانعى داشتى « [ 1 ] » يكى از فرزندان يا برادران ملازم گردانيدى . چون در اين معانى تقصيرات واقع شده بود از افعال بد خود ترسيد و چون رايات همايون بدان طرف « [ 2 ] » رسيد اگر هم اعتماد كرده از سر صدق و اخلاص پيش آمدى [ 214 - ب ] جز عاطفت و مرحمت نديدى ، امّا كفران نعمت ورزيد و طاعت به عصيان بدل كرد . حضرت صاحب قرانى اميرزاده سلطان حسين و اميرزاده پير محمّد و اميرزاده ابا بكر و امير جهانشاه را با لشكرى گران از جوانقار به‌جانب حصار النجق و ديار گرج مقرّر فرمود و امير اللّه داد را مقرّر فرمود « [ 3 ] » كه به‌جانب تركستان رود و در آش‌بره ساكن باشد « [ 4 ] » آن حدود را ضبط نمايد و با عساكر منصوره به حوالى ماردين نزول فرمود و چندانكه ابواب احسان مفتوح داشت صاحب ماردين را از خواب غفلت بيدار نتوانست كرد و هرچند نصيحت فرمود و به وعده‌هاى خوب و نواخت مخصوص گردانيد بخت بد دامن چنان « [ 5 ] » او گرفته بود كه از دست گذاشتن ممكن نبود و چون آن قلعه در غايت سختى و نهايت حصانت بود و نقب و منجنيق بر آن كار نمىكرد چاره آن جز محاصرهء دراز كه مدّتهاى مديد در آن « [ 6 ] » سرآيد نبود و حوالى آن علفخوارى كه چنين لشكر انبوه را كافى باشد نه . حضرت صاحب قرانى را عزيمت جانب « [ 7 ] » بغداد مصمّم بود . فرمان شد تا مجموع عمارتها و بازارهاى آن شهر را خراب كردند و هرچه سوختنى بود سوختند و چون از آنجا روانه شد به قلعهء نصيبين كشيدند اشارت فرمود تا آن را گرفته خراب كنند . بزرگان قلعه به تضرّع و عجز هرچه بيشتر « [ 8 ] » پيش آمدند و پيشكشها كشيدند و كليد قلعه پيش آوردند . مرحمت شامل حال ايشان شد و ايشان را با اهل و عيال و مال و منال بخشيد و امير سليمانشاه بهادر را با لشكرى به‌جانب بغداد مقرّر فرموده بدان طرف روانه گردانيد و از آنجا تا كنار دجله شكاركنان و جانوران اندازان و عيش‌كنان مىرفتند از

--> ( [ 1 ] ) - ت : داشت . ( [ 2 ] ) - ت : به‌طرف ماردين . ( [ 3 ] ) - ت : گردانيد . ( [ 4 ] ) - ت : گشته . ( [ 5 ] ) - ت : ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : « در آن » ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : ندارد . ( [ 8 ] ) - ت : « هرچه بيشتر » ندارد .